خاطرات زير، توسط کاربران سايت اضافه شده است . اين سايت در قبال صحت و سقم اين خاطرات مسووليتي ندارد.
کد
نام گوينده
خاطره
1
مانی پارسا
با درود و خسته نباشيد.
يادم هست که سالها پيش که با پدرم حسن پارسا به تفرش رفته بوديم در راه طراران به دشت، کنار سنگ آسيايی که از زمين بيرون زده بود برای استراحت ايستاديم. پدرم تعريف میکرد که چگونه سالها پيش از آن با شور و شوق زير و روی اين سنگ و بقايای آسيای کهنه را بررسی کرده بود و برای بازسازی آن نقشهای با جزئيات ترتيب داده بود و به افرادی برای مرمت آسياب مراجعه کرده بود ولی هيچوقت کسی به ياری نيامد و اين سنگ و آسياب همچنان تا آن روز که من در آنجا بودم به حالت مخروبه باقی بود.
2
.
معمولا چوپانها سگ هاي ماچ (ماده) با گله و سگ هاي نر را نمي برند چون حواس سگ نر به سگ ماده پرت مي شود
اين بنا در چند کيلومترى روستاى ترخوران واقع شده و مدفن شاهزاده قاسم بن حمزه بن امام موسى الکاظم (ع) است. ساختمان مزبور، مشتمل بر يک بقعه و گنبد با چهار ايوان و چهار حجره غرفهدار مىباشد. در وسط بقعه، صندوق منبت و نفيسى به تاريخ ۹۲۳ هـ.ق و کار استاد يعقوب قمى قرار گرفته است. همچنين اين بقعه درى بسيار قديمى به تاريخ ۸۰۰ هـ.ق دارد.
4
وبلاگ آباداني تفرش
خوشنویسان جوان تفرش
از سال ۱۳۷۲ که مرحوم حسین نازمهر نسبت به تاسیس و فعالیت انجمن خوشنویسان تفرش همت گمارد تعدادی از جوانان تفرش نسبت به کسب این هنر ذاتی تشویق و ترغیب شدند .
اسامی هنرمندان به شرح ذیل میباشد:
-ابوالفضل عسگری - محمد رضا حیدری تفرشی - اکبر محسنی - اکبر رضائی - وحید کمالی مقدم - علی رضا محبعلی - محمد گنجعلی - احمد افتحی - محسن شاه حسینی - حمید رضا حیدری تفرشی - زهرا ملااسماعیلی - مهدیه ابوالحسنی
5
عباس ملا اسماعيلي
در دوران سلجوقيان مسجد جامع ششناو را ساختند و بعد از آن 36 مسجد ديگر ساخته شد
6
عباس ملا اسماعيلي
سلسله آقاي خامنه اي با 31 واسطه به امامزاده محمد تفرش وصل مي شود
7
حمیدرضا محب علی
سلام من یک تفرشی هستم (حتی شناسنامه) اما تهران ساکن هستم. فوق لیسانس زمین شناسی گرایش پترولوژی دارم که عنوان پایان نامه «بررسی ماگماتیسم تفرش در رابطه با ژئوشیمی مواد معدنی» بوده است. در کوههای تفرش خاطرات بسیار زیادی داشتم دیدن سه قلاده بوباه در کوههای نقره کمر ، کرکس در همان جا و لاک پشت های زیاد ، از جمله این خاطرات بود. یا علی
8
.
3- قلل ممتد مرکزینواحی مرتفع طویل و منقطع و تا حدی منفرد که توسط بیابانها از سایر نقاط کوهستانی ایران جدا شده. این قلل از تفرش با قله نقره کمر آغاز و قلل غلیق، ولیجیا، کرگز، کرکس، شیرکوه، تزرجان و ....... تا شهر بابک کرمان امتداد می یابد.
9
دکتر خزعلي
يادش به خير، ملاقاتي داشتم با پروفسور حسابي (پدر علم فيزيك ايران) - كه خدايش رحمت كند - مي گفت: وقتي خواستم دانشگاه تهران را تاسيس كنم با وساطت يكي از دوستان وقت ملاقاتي از وزير معارف وقت گرفتم،پس از توضيح طرح، وزير معارف از من پرسيد: «دانشگاه بسازيد كه چه بشود؟»و من عرض كردم: «دكتر و مهندس ها كه براي تحصيل به فرنگ مي روند، در مملكت خودمات تربيت كنيم.»و او پاسخ داد: «تربيت دكتر و مهندس براي ما صد سال زود است و بايد فرنگي ها براي ما اينكار را بكنند.»متاثر از كوته فكري وزير معارف و نااميد از انجام رسالتي كه بر دوش داشتم از دفتر وزير خارج شدم، رفيق شفيق كه آزدگي مرا ديد براي تسلي خاطر گفت: «من مي توانم از اعليحضرت (رضا خان) برايت وقت ملاقات بگيرم مشروط به اينكه وزير معارف نفهمد كه من اين وساطت را انجام داده ام!«وقت ملاقات با رضا شاه تعيين شد، براي او طرح تاسيس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسيد «كه چه شود؟»عرض كردم، به جاي آنكه جوانان ما به فرنگ بروند در مملكت خودمان دكتر و مهندس آموزش دهيم.رضا شاه باز پرسيد «كه چه شود؟»و عرض كردم: «اين جاده ها و راه آهن را آلمان ها مي سازند! مهندسين خودمان آن را بسازند»و ... شاه بسيار استقبال كرد و گفت: «برويد طرحتان را بنويسيد به مجلس مي گويم راي بدهد!»و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه كردم. فرداي آنروز از دربار به در خانه ام آمدند، تعجب كردم كه با من چه كار دارند، ديدم يكصد هزار تومان پول فرستاده اند كه اعليحضرت فرموده اند، كارتان را شروع كنيد و طرحتان را نيز بنويسيد. و اين همان مبلغ خريد زمين دانشگاه تهران است و كار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد.
10
.
دروديان، ولىاللّه. تلخستان(مجموعه شعر). تبريز، انتشارات آيدين،125 1382 ص، 1300 تومان. ولّىاللّه دروديان (شاعر - محقق) درهشتم اسفند ماه 1317 هجرى خورشيدىدر نقوسان - روستايى در دو فرسنگى شمالغربى تفرش به دنيا آمد. در شش سالگى بههمراه خانواده به تهران رفت. دوره دبستان ودبيرستان را در همين شهر به پايان رساند. درسال 1344 از دانشكده ادبيات دانشگاهتهران در رشتهى علوم اجتماعى فارغالتحصيل شد. دو سال بعد به استخدامشركت سهامى تلفن ايران (شركت مخابراتبعدى) درآمد و سال 1375 به تقاضاى خودبازنشسته شد.
11
.
معرفي روستاي نقوسان نقوسان در 12 كيلومتري شمال غرب شهرستان تفرش قرار دارد.اين روستا بزرگترين روستا در تفرش است كه سابق بر اين پانصد خانوار در آن سكني داشتند. طبق، تاريخ، منبر منبت كاري شده امام زاده عبدالله (ع) اين روستا، عمر آن هزار سال است. دو امام زاده ديگر بنام امام زاده حسين (ع) و امام زاده عمران (ع) نيز وجود دارد. نقوسان را از قديم دارالمومنين روستاهاي تفرش مي خواندند. اهالي اين روستا چه آنها كه مقيم اند و چه در تهران مسكن گزيده اند براي پيشرفت آن تلاشهاي زيادي به عمل مي آورند.
12
محمد علي اينانلو
تفرشي ها افرادي با احتياط هستند و براي همين عمر طولانيدارند
13
پروفسور محمود حسابي
آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
14
شاه حسيني
يکي از رسوم مردم تفرش در ايام عاشورا هنگام عبور دسته عزاداري نذر نان و ماست در بين عزاداران است.
15
.
مرحوم آقاي مشهدي محمد شعباني در زمان سقوط احمد شاه و روي كار آمدن رضا شاه، 10 سال داشته اند. وي در ارديبهشت 1386 دارفاني را وداع گفت
16
.
مجيد تلخابي -
نفر اول قوي ترين مردان ايران 84 - نفر دوم آسيا
17
.
"فرخزاد" هر بار که برنامه اجرا می کرد محال بود از زادگاهش " تفرش" یادی نکند و جملهء " شهر من تفرش " را همیشه تکرار می کرد ، طوری که به همه، این ده کوچک را، که در فراهان اراک بود ، شناساند ، تفرش برای خودش شهری شده حالا !
یک بار" فرخزاد " به تفرش رفته بود که شاید تداعی خاطرات کند و یا به هر دلیلی ... اما ، زمانی که او از ماشینش پیاده می شود تعدادی از مردان تفرشی با بیل به طرف او حمله می کنند و او ناچار به تهران بر میگردد ! این را تفرشی ها آن زمان با افتخار می گفتند !
18
سيد علي حجازي
در باره راههاي قديمي و خاطرات سالهاي گذشته كه چگونه مردم به شختي در راههاي سنگي تفرش عبور مي كردند از قديمي هاي روستاي كبوران حتماً بپرسيد به صورت گزارش گيري .
البته خاطرات بسيار شيريني هم مي توان قابل گفتن باشد كه حتماً براي قشجر جوان شيرين و جالب باشد
19
.
هنگام کندن شاتوت از درخت، دستان ولباس شما قرمز رنگ مي شود. براي پاک کردن رنگ آن از برگ خود درخت شاتوت استفاده مي کنند و دست را با آن مي شويند.
20
.
صنايع دستي:
سبد بافي - گلدوزي - كبريت سازي قديم - كيسه حمام - ظروف مسي - ظروف مسي دكوري - گليم بافي - قالي بافي - گيوه دوزي
در سال 1990 در دانشگاه سوربن تدريس مي كردم.روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟
فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.
به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
24
مش عیدالله نوروزی
ابری خرامان نامه رسان قدیم تفرش بوده نامه را از خلچان صبح میگرفته می برده قم شام جوابشو میاورده تهران را یه روز میرفته یه روز بر مي گشته (با پای پیاده)
25
مش عیدالله نوروزی
در تفرش شخصی بوده به نام صفر غوله حمامی چهار محل بوده (ششناو میانده زاغرم خلچان)12 عدد الاغ داشته که برا سوخت حمامها بته مباورده وضعف قلیان او 12 عدد نان 12 عدد گوندولو 12 قالب پنیر وقتی کوه میرفته برا بته آوردن الاغها را که میشمرده وقتی سوار بوده می دیده 11 تا وقتی از الاغ پیاده میشده میشمرده 12تابوده از سر استل دشت تا یهکه بید کارش بوده یه روز رفته بوده کوسار خانک بته بیاره وقتی بار الاغ میکنه خانکی ها بارشو میگیرن می برن سر حمام خانک میندازن بعد به شاگردش میگه طناف ها را طوری بکش که بار خراب نشه خانکی ها به اونها کمی نان وپنیر میدن واز آبادی بیرونشان میکنن اونهام میان در سارک می خوابن یه کم که از شب میره که همه آبادی خواب بودن به شاگردش میگه الاغ ها را بیار سر قبرستان خانک خودش میره بار ها را میاره از انبار خانکی ها بته میزاره رو مال خودش الاغ ها را بار میکنه بطرف تفرش مبادصبح خانکی ها میفهمند 40 نفر دنبالشلن میاد او به شاکردش میگه الاغ ها را هی کن از قلقلک بریم بالا میبیه خانکی ها دارن میان از قلقلک که میاد بالا تو چال دزدها مبگه ممد تو پی خرها را بزن همون جا بشین تماشا کن جلو نیا خانکی ها به او میرسن صفر پشتشو میده به یه کمر که از عقب نزننش 40 نفر را میزنه فردا صبح خانکی ها میرن دکتر شکایت میکنن دکتر میکه (حکیم باشی) میگه شما چند نفر بودید میگن 40 نفر میکه اونا چند نفر بودن میگن یه نفر (صفر) دکتر حکیم باشی میگه در قلعه را ببند ممد بپر پابرز یه بار ترکه بگیر بیا دکتر حکیم باشی اونا رو میزنه میگه 40 نفر حریف 1 نفر نشن باید کتک بخورن
26
مش ممد شعباني
سمنو : بعضي خانواده ها نذر پختن سمنو دارند. و يك روز پيش از عيد آن را مي پزند. سمنو از جوانه تازه گندم تهيه مي شود. كه پس از كوبيدن آن، و صاف كردن آب آن با آرد مخلوط كرده و از غروب آفتاب تا صبح فردا آن را مي جوشانند و آن را به هم مي زنند تا ته نگيرد.
27
مش ممد شعباني
ترشي گردو : گردوي تازه و كال را وقتي كه هنوز سبز است را مي چينند. داخل ديگ مي ريزند و مي جوشانند تا ورقه بسيار نازك روي پوسته آن جدا شود. سپس آب آن را چندين بار عوض مي كنند و پس از مدتي يكي از گردوها را با دندان امتحان مي كنند تا شيرين باشد. اگر گردو شيرين بود، آب آن را خالي كرده و گردو ها را در سبد مي ريزند تا آب آن گرفته شود. بعضي ها خشك و بعضي ها تا زماني كه تمام آب آن خارج شود صبر مي كنند. سپس تمام گردوها را در سركه مي ريختند تا ترشي گردو درست شود.
28
مش ممد شعباني
قرمه :
گوسفند يا گوساله را مي كشتند. گوشت، چربي، و همه قسمتهاي ان را تكه تكه مي كردند و داخل قابلمه هاي بزرگي مي ريختند و مي گذاشتند با آب خودش پخته شود. روي آن نمك فراوان مي ريختند.
رسم بود كه آب قرمه را در كاسه به همسايه ها مي دادند.
گوشت قرمه را در جاي خنك نگهداري مي كردند و هر وقت كه لازم بود تخم مرغ در آن مي زدند و يا خورش درست مي كردند.
بعضي ها هم پياز داغ درست مي كردند و كنار مي گذاشتند. گوشت را در ديگ هم مي زدند تا به آب بيافتد. آب آن را مي كشيدند و كنار مي گذاشتند.
لپه را هم مي پختند و روي گوشت مي ريختند و با ان پياز داغ مي زدند و در هنگامي كه لازم داشتند فقط با سيب زميني سرخ مي كردند و خورشت قيمه را آماده مي كردند.
29
.
تعزيه خوان هاي قديم تفرش :
1- كبلا موسي 2- مش ممد تعزيه خوان 3- ممد غفاري 4- حسن گنجعلي
درختان توي خيابان مال مردم است و بار آن زِِياد تر مي شود
33
محمد احمدي منش تلخابي
زبان مرسوم در روستای تلخاب از توابع دهستان فشک به زبان خلجی است
34
طاهره كوهيني
درختهاي قديمي:يك درخت چنار قديمي مربوط به دوران امام موسي كاظم (ع)در منطقه فم
35
.
چشمه آب گرو ديواري به بلندي 2 متر داشته است. درب آن را كه احتمالا پارچه اي بوده است مي بستند و به عنوان حمام زنانه استفاده مي شده است
36
عبدالله عيسايي
در كنار قنات مرغزار جايي كه الان هنرستان وجود داردِ، يك قلعه بلند با درب هاي بزرگ وجود داشته است
37
مظاهر کوهيني تفرشي
ما 12 نفر بودیم که از تفرش به کردستان اعزام شدیم تاریخ18/11/62 وهمگی به خط مقدم ÷نجوین رفته و به وطن اسلامی خدمت تمودیم اسامی دوستان 1- حسن فاسمی2- مجتبیشاه حسینی3- صابری 4- حیدری 5- ترارانی 6- ابراهیم رضایی
38
.
شروع و پايان ماه رمضان را خود تفرشي ها خودشان تشخيص مي دادند. يك بار از قم ساعت 4 بعدازظهر هبر دادند كه امروز عيد بوده و مردم همان موقع افطار كردند.
39
.
آقا لحافي در تفرش قرد معروفي بوده است
40
مهندس قوام زاده
دينيگرد يا دينيجرد از ريشه زبان فارسی آريايي است. grad زبان روسي هم از گرد فارسي بوده است.
41
حسن افشاري
با سلام به شما دوست عزیز وگرامی که این سایت را مدتی است راه اندازی منودهایداینجهنب مدت 18 سال است که در صنف تعزیه خوانهای ایران خواننده هستموهماکنون درده روز اول محرم در روستای دنیجردتعزیه میخوانم وخاطرات تعزیه در سالهای 52 به بعد را کامل به یاد دارمدر ان سلها اوج علی اکبر خوانی استاد تعزیه ایران رضا حیدری بود که واقع نمونه ان مجالس در هیچ کجای ایران خوانده نمی شود ان روز تکیه طراران مملو ازجمعیت شده بودتعزیه خوانها ÷یش خوانی کردندد وحدود 20 دقیقه هماز تعزیه گذشت که دیگر جا برای کسی باقی نماند در این حال تعزیه قطع شد ودر کنار طراران در یک بیابان وسیع بعد از یک ساعت ادامه ÷یدا کرد
42
طيبه يحيائي
یادش به خیر
روزهای برفی که با سرویس در هوای سرد می رفتیم دانشگاه روزهائی که هوا مه آلود می شد چقدر قشنگ بود واقعا دلم برای روزهای قشنگ وتمیز تفرش تنگ شده کاش می شد حتی یک روز برمی گشتم به سال 1374
43
سعيد علايي
مطلب مربوط به حمام و فرد غريبه در مورد آشتيان است. گويا شما در ظبط کردن اشخاص و تاريخ ديران حرفه اي هستيد لذا بنا به نامه نگاري قبلي نسبت به اصلاح مطالب خود اقدام نمايد چون هيچ چيز مانند صداقت وراستي نمي باشد
44
فاطمه قاسمي
در روز آشورا، بلند کردن نخل و رد شدن دسته از زير آن
45
احسان قوام زاده
در تفرش قناتي وجود دارد به نام ميل. علت نام گذاري اين قنات با اين عنوان اين است كه در بالاي كوه اين قنات ميله هايي براي نشان داده مسير جاده و مسير حركت كاروانها وجود داشته است.
46
مسعود بهنود
يك داستان منسوب به تفرشي ها به نقل از مسعود بهنود:
"مي گويند مرد غريبي در روزگاران قاجار كه لقب معمول بود و وزيران و دبيران و سياست پيشه گان بيش تر از فراهان و تفرش و شهرهاي مركزي برگزيده مي شدند كه مردمان با سواد و اهل فكر بيش تر داشت، نيمه شبان به تفرش رسيد خسته. معمول آن سال ها بود كه در شب هاي سرد زمستان غريبان را در حمام جا مي دادند كه دست كم گرم بود.
مرد رفت به حمام و شاگرد حمامي همان طور كه او را در تاريكي به طرف خزينه راهنمائي مي كرد مدام مي گفت: «دبير حضور را نچلاني» گام بعدي مي گفت «امين الدوله را نچلاني» و بعد امين حضور را و همين طور القابي بود كه به خفتگان مي داد تا غريب مواظب باشد و پا روي آن ها نگذارد در تاريكي. مرد غريب در نهايت صدايش بلند شد كه بابا اين همه افتخارات را بفروشيد و يك چراغ موشي بخريد كه حمام را روشن كند.
توجه: - جهت اضافه کردن خاطره
يا داستان جديد به صفحه مربوطه مراجعه کنيد. - در صورت
مشاهده هرگونه اشکال در اطلاعات اين صفحه به من تماس بگيريد: email